***
تمام استادان نامدار و زبردست آهنگری به سوی درگاه فریدون روانه شدند.
FAAll master artisans renowned in that craft gathered and came before Fereydun.
EN976 : ردیف از کل
هر آنکس کز آنپیشهبدنامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
هرآنکس کزآن پیشه بُد نامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
هر آنکس کزانپیشه بُد نامجوی
بسوی فریدُون نهادند روی
هر آنکس کزان پیشه بد نام جوی
بسوی فریدون نهادند روی
هرانکس کزان بیشه بد نامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
از آن بیشه هر کس که بد نامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
هرانکس کزان بیشه بد نامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
ازان بیشه هر کس که بد نامجوی
بسوی فریدون نهادند روی
***
فریدون پرگار به دست گرفت و طرح و نقش آن گرز را برای آنان ترسیم کرد.
FAThe young hero swiftly took a compass and drew for them the precise shape of the mace.
EN977 : ردیف از کل
جهانجوی پر گار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
اُزان ،گرز، پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزآن گرز پیکر بریشان نمود
جهانجوی پرگار بگرفت زود
وزانگرز پیکر بدیشان نمود
جهانجوی پر گار بگرفت زود
وزان گرز پیکر بدیشان نمود
***
بر روی خاک طرحی کشید که سر گرز را به شکل سر گاومیش نشان میداد.
FAHe traced an outline upon the ground, modeling the head of the weapon after a buffalo.
EN978 : ردیف از کل
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاو میش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاومیش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاومیش
نگاری نگارید برخاک پیش
همیدون بسان سر گاو میش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاومیش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاو میش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدونبسانسر گاومیش
نگاری نگارید بر خاک پیش
همیدون بسان سر گاومیش
***
آهنگران دست به کار شدند و ساختن آن گرز سنگین را به پایان رساندند.
FAThe blacksmiths set to work and completed the forging of that weighty mace.
EN979 : ردیف از کل
بر آن دست بردند آهنگران
چو شد ساخته کار گرز گران
بدان دست بردند آهنگران
چو شد ساخته، کارِ گرز گران؛
برآندست بُردند آهنگران
چو شد ساخته کار گرز گران
بر آن دست بردند آهنگران
چو شد ساخته کار گرز گران
بداندست بردند اهنگران
چو شد ساخته کار گرز گران
بدآن دست بردند آهنگران
چو شد ساخته کار گرز گران
براندست بردند آهنگران
چو شد ساخته کار گرزگران
بدان دست بردند آهنگران
چوشد ساخته کار گرز گران
***
گرز را نزد فریدون آوردند، در حالی که چون خورشید آسمان میدرخشید.
FAThey brought the weapon before the hero, shining brilliantly like the blazing sun.
EN980 : ردیف از کل
به پیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
به پیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
به پیش جهانجوی بردند گُرز
فروزان بکردار خورشید برز
بپیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
بپیشجهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
به پیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
به پیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
بپیش جهانجوی بردند گرز
فروزان بکردار خورشید برز
***
کار آهنگران مورد پسند فریدون قرار گرفت و به آنان خلعت، سیم و زر فراوان بخشید.
FAThe blacksmiths' work pleased him greatly, and he rewarded them with robes, silver, and gold.
EN981 : ردیف از کل
پسند آمدش کار پولاد گر
ببخشیدشان جامه و سیم وزر
پسند آمدش کار پولادگر
ببخشیدشان جامه و سیم و زر
پسند آمدش کار پولاد گر
ببخشیدشان جامه و سیم و زر
پسند آمدش کار پولاد گر
ببخشید شان جامه و سیم و زر
پسند آمدشکار پولاد گر
ببخشیدشان جامه و سیم وزر
پسند آمدش کار پولادگر
ببخشید شان جامه وسیم وزر
پسند آمدش کار پولادگر
ببخشید شان جامه و سیمو زر
پسند آمدش کار پولاد گر
ببخشیدشان جامه و سیم و زر
***
به آنان امیدهای بسیار داد و نوید بزرگی و پاداشهای والاتر بخشید.
FAHe filled them with high hopes and promised them honorable stations under his rule.
EN982 : ردیف از کل
بسی کردشان نیز فرخ امید
بسی دادشان مهتری را نوید
بسی کردشان نیز فرّخ امید
بسی دادشان بهتری را نوید
بسی کردشان نیز فرّخ امید
بسی دادشان مهتریرا نوید
بسی کردشان نیز فرّخ امید
بسی داد شان مهتری را نوید
بسی کردشان نیز فرخ امّید
بسی دادشان مهتری را نوید
همی کرد شان نیز فرّخ امید
بسی داد شان مهتری را نوید
بسی کرد شان نیز فرّخ امید
بسی دادشان مهتری را نوید
همی کردشان نیز فرخ امید
بسی دادشان مهتری را نوید
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
