***
ببین چگونه آن بزرگمرد تندخو هنگامی که در کاری مهم بررسی و پژوهش نکرد،
FASee how that rash commander failed to examine the crucial situation properly,'
EN2414 : ردیف از کل
نگر تا یکی مهتر تیز مغز
پژوهش چو ننمود در کار نغز
این بند را ندارد
نگر تا یکی مهتر تیز مغز
پژوهش چو بنمود در کار نغز
این بند را ندارد
این بند را ندارد
نگر تا یکی مهتر تیز مغز
پژوهش چو ننمود در کار نغز
نگر تا یکی مهتر تیز مغز
پژوهش چو بنمود در کار نغز
نگر تا یکی مهتر تیز مغز
پژوهش چو ننمود در کار نغز
***
فریب و نیرنگ دشمن را در نیافت و چنان دژ استواری را به آسانی بر باد داد.
FAOverlooked the enemy's cunning, and ruined such a mighty stronghold so easily.'
EN2415 : ردیف از کل
ز نیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدان گونه بر باد داد
این بند را ندارد
ز نیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدآنگونه بر باد داد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
زنیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدآن گونه بر باد داد
ز نیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدانگونه بر باد داد
ز نیرنگ دشمن نکرد ایچ یاد
حصاری بدان گونه بر باد داد
***
چون شب تاریک شد، قارن رزمخواه درفشی برافراشت که چون گرد ماه میدرخشید.
FAWhen night fell, the warlike Qaran raised a royal standard that shone like the halo of the moon.
EN2416 : ردیف از کل
چو شب تیره شد قارن رزمخواه
درفشی بر افراخت چون گرد ماه
چو شب روز شد، قارن رزمخواه
درفشی برافراخت چون گِردِ ماه
چو شب رُوز شد قارن رزمخواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
چو شب روز شد قارن رزمخواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
چو شب روزشد قارن رزم خواه
درفشی بر افراخت چون گرد ماه
چو شب تیره شد قارن رزم خواه
درفشی بر افراخت چون گرد ماه
چو شب روز شد قارن رزمخواه
درفشی برافراخت چون گرد ماه
چو شب روز شد قارن رزمخواه
درفشی بر افراخت چون گرد ماه
***
او فریادی برآورد و نشانههای از پیش نهاده را یکبهیک به شیروی و پهلوانان نمایاند.
FAHe gave a loud battle cry and revealed the agreed signals to Shirou and the warriors.
EN2417 : ردیف از کل
خروشید و بنموده یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و، بنمود یک یک نشان
بشیروی و گردان و گردنکشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یک یک نشان
بشیروی و گردان و گردن کشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
خروشید و بنمود یکیک نشان
بشیروی و گردان گردنکشان
***
چون شیروی درفش کیانی را دید، شتابان به سوی پهلوان روی آورد.
FAWhen Shirou saw the royal banner, he charged swiftly toward the champion.
EN2418 : ردیف از کل
چو شیروی دید آن درفش کیان
همی روی بنهاد زی پهلوان
چو شیروی دید، آن درفش یلی
به کین روی بنهاد با پردلی
چو شیرُوی دید آندرفش کیان
همی روُی بنهاد زی پهلوان
چو شیروی دید آن درفش یلی
بکین روی بنهاد با پر دلی
چو شیروی دید آن درفش شاه
بد ز روی بنهاد خود با سپاه
چو شیروی دید آن درفشی کیان
همی روی بنهاد زی پهلوان
چو شیروی دید آندرفش کیان
همی روی بنهاد زی پهلوان
چو شیروی دید آن درفش کیان
همی روی بنهاد زی پهلوان
***
او دروازه دژ را در دست گرفت و هجوم برد و سرهای سرکشان را با خون سرخ پوشاند.
FAHe seized the fortress gates, attacked, and crowned the fallen leaders in their own blood.
EN2419 : ردیف از کل
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون بر سرافسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون بر سر افسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سرانرا ز خون بر سرافسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون برسر افسر نهاد
در حصن بگرفت و سر در نهاد
سرا نرا زخون بر سر افسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سرانرا زخون بر سر افسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سرانرا ز خون بر سرافسر نهاد
در حصن بگرفت و اندر نهاد
سران را ز خون بر سر افسر نهاد
***
در یک سوی میدان قارن بود و در سوی دیگر شیروی، و شمشیرهای بران چون آتش و آب بلا بر سر دشمن فرود میآمد.
FAWith Qaran on one flank and Shirou on the other, flashing swords brought relentless ruin upon the enemy.
EN2420 : ردیف از کل
بیک دست قارن دگر دست شیر
بسر بر ز تیغ آتش و آب زیر
به یک دست قارن به یک دست شیر
به سر گرز و تیغ آتش و آب زیر
بیکدست قارن دگر دست شیر
بسر بر ز تیغ آتش و آب ریز
بیک دست قارن بیک دست شیر
بسر گرز و تیغ آتش و آب زیر
بیک دست قارن بیک دست شیر
سر تیغ و کر ز آتش و آب زیر
بیک دست قارن بیک دست شیر
بسر بر زتیغ آتش و آب زیر
بیکدست قارن دگر دست شیر
بسر برز تیغ آتش و آب ریز
بیک دست قارن بیک دست شیر
بسر بر ز تیغ آتش و آب زیر
***
چون خورشید به اوج آسمان رسید، نه اثری از آن دژ استوار مانده بود و نه نشانی از دژبانش.
FABy the time the sun reached its zenith, neither the citadel nor its castellan could be seen.
EN2421 : ردیف از کل
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه دژ بود پیدا نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آیین دژ بُد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه دژ بود پیدا نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آیین دژ بد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیز گنبد رسید
نه آهن دژ بد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آئین دژ بد نه دژبان پدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه دژ بود پیدا نه دژبان بدید
چو خورشید بر تیغ گنبد رسید
نه آیین دژ بد نه دژبان پدید
***
تنها دودی سر به فلک کشیده بر جای مانده بود و کشتیها دیگر نشانی از دژ بر آب نمیدیدند.
FAOnly a pillar of smoke rose into the clouds, and ships could no longer spot the fortress over the water.
EN2422 : ردیف از کل
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا به کشتی بر آب
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
یکی دُود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا نه کشتی بر آب
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود گفتی نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا نه کشتی بر آب
یکی دود دیدی سر اندر سحاب
نه دژ بود پیدا نه کشتی بر آب
***
فریاد و خروش سواران برخاست و آتش سوزان همراه با باد وزیدن گرفت.
FAThe roar of the cavalry echoed as blazing fires spread with the rising wind.
EN2423 : ردیف از کل
خروش سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خاست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروش سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خواست
خروش سواران و فریاد خواست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروش سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروش سواران و فریاد خواست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروشی سواران و فریاد خاست
درخشیدن آتش و باد خواست
خروش سواران و فریاد خواست
درخشیدن آتش و باد خاست
خروش سواران و فریاد خاست
***
چون خورشید تابان از نیمروز گذشت، ویرانههای دژ و دشت سراسر آشکار شد.
FAAs the blazing sun crossed midday, the ruined fort and wide plain lay bare.
EN2424 : ردیف از کل
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمود و همان روی دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چه آن دژ نمود و چه آن پهن دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمود و همان رُوی دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
چه آن دژ نمود و چه آن پهن دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمود و همان پهن دشت
چو خورشید تابان زبالا بگشت
همان دژ نمود وهمان پهن دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمود و همانروی دشت
چو خورشید تابان ز بالا بگشت
همان دژ نمودو همان پهن دشت
***
دوازده هزار تن از سپاهیان دشمن را کشتند و دود آتش چون قیر سیاه به آسمان رفت.
FATwelve thousand of the enemy were slain, and black smoke billowed upward like tar.
EN2425 : ردیف از کل
بکشتند زیشان ده و دو هزار
همی دود آتش بر آمد چوقار
بکشتند ازیشان فزون از شمار
همی دود آتش برآمد چو قار
بکشتنداز ایشان ده و دو هزار
همی دُود آتش بر آمد چو قار
بکشتند ازیشان فزون از شمار
همی دود از آتش بر آمد چوقار
بکشتند از یشان ده و دو هزار
همی دود آتش برآمد چو قار
بکشتند ازیشان ده ودو هزار
همی دود از آتش برآمد چو قار
بکشتند از ایشان ده و دو هزار
همی دود آتش بر آمد چو قار
بکشتند از ایشان ده و دو هزار
همی دود از آتش بر آمد چو قار
***
سراسر پهنه دریا تیره و کدر شد و سطح دشت چون جویی از خون جاری گشت.
FAThe surface of the sea turned pitch-black while the plain became a running stream of blood.
EN2426 : ردیف از کل
همه روی دریا شده قیر گون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه روی دریا شده قیر گون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه رُوی دریا شده قیر گون
همه رُوی صحرا شده رود خوُن
همه روی دریا شده قیر گون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه روی دریا شده قیرگون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه رود دریا شده قیره گون
همه روی صحرا شده جوی خون
همه روی دریا شده قیر گون
همه روی صحرا شده رود خون
همه روی دریا شده قیر گون
همه روی صحرا شده رود خون
***
زنان و کودکان از جان خود امان خواستند و با زاری بسیار نزد فرمانده آمدند.
FAWomen and children begged for mercy, coming before the commander in tears.
EN2427 : ردیف از کل
زن و کودکان زینهاری شدند
بنزد سپهبد بزاری شدند
این بند را ندارد
زن و کودکان زینهاری شدند
بنزد سپهبُد بزاری شدند
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
زن و کودکان زینهاری شدند
بنزد سپهبد بزاری شدند
این بند را ندارد
***
قارن نامدار به یمن پیروزی پادشاه، بر آنان بخشید و به ایشان پناه داد.
FANoble Qaran showed them clemency and spared their lives for the sake of the king's victory.
EN2428 : ردیف از کل
ببخشودشان قارن نامدار
بپیروزی دولت شهریار
این بند را ندارد
ببخشوُدشان قارن نا مدار
به پیرُوزی دولت شهریار
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
ببخشودشان قارن نامدار
به پیروزی دولت شهریار
این بند را ندارد
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
