***
همه سخنها درباره آن یل ترک است؛ پس به شاه و سپاه ایران پشت مکن.
FAEvery tongue speaks only of that Turanian champion; therefore do not turn your back upon Iran's king.
EN8254 : ردیف از کل
همی بست بر باره رهام تنگ
به برگستوان بر زده طوس چنگ
از آن ترک یل گشت یکسر سخن
چنین پشت بر شاه ایران مکن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نام بلندت را که در جهان زبانزد است با این بازگشت لکهدار مکن.
FADo not let your lofty name, renowned throughout the world, be tarnished by this departure.
EN8255 : ردیف از کل
همی این بدان آن بدین گفت زود
تهمتن چو از خیمه آوا شنود
چنین بر شده نامت اندر جهان
بدین بازگشتند مگردان نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دیگر آنکه سپاه دشمن نزدیک شده است؛ پس تاج و تخت ایران را به باد مده.
FAMoreover, the enemy army is drawing near; do not senselessly abandon this throne and crown to darkness.
EN8256 : ردیف از کل
به دل گفت کین کار آهرمنست
نه این رستخیز از پی یک تنست
ودیگر که تنگ اندر آمد سپاه
مکن تیره بر خیره این تاج وگاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شکست در برابر تورانیان برای ما ننگ است و نزد دینداران ناپسند خواهد بود.
FAFor disgrace at the hands of Turan is intolerable to us and displeasing to the righteous.
EN8257 : ردیف از کل
بزد دست و پوشید ببر بیان
ببست آن کیانی کمر بر میان
که ننگ است از ما زتوران زمین
پسنده نباشد بر پاک دین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گودرز این پندها را بر رستم خواند و رستم از شنیدن سخنانش در اندیشه فرو رفت.
FAGoudarz recited these counsels to Rostam, and the champion stood listening in deep contemplation.
EN8258 : ردیف از کل
نشست از بر رخش و بگرفت راه
زواره نگهبان گاه و سپاه
برستم بر این داستانها بخواند
تهمتن چو بشنید خیره بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم گفت اگر ترسی به دلم راه یافته باشد، هرگز مایل نیستم زنده بمانم.
FARostam replied: If fear ever enters my heart, I would not wish my soul to remain within my body!
EN8259 : ردیف از کل
درفشش ببردند با او بهم
همی رفت پرخاشجوی و دژم
بدو گفت اگر بیم دارد دلم
نخواهم بتن جان ازو بگسلم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو میدانی که من هرگز از جنگ نمیگریزم، اما پادشاه مرا خوار شمرده است.
FAYou well know that I never flee from combat, but the monarch has treated me with indignity.
EN8260 : ردیف از کل
چو سهراب را دید با یال و شاخ
برش چون بر سام جنگی فراخ
تو دانی نگریزم از کارزار
ولیکن سبک داردم شهریار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سرانجام رستم صلاح در آن دید که از سر ننگ بگذرد و به بارگاه شاه بازگردد.
FAThus Rostam saw wisdom in setting aside his grievance and returning to the royal presence.
EN8261 : ردیف از کل
بدو گفت از ایدر به یکسو شویم
بآوردگه هر دو همرو شویم
چنین دید رستم از آن کار اوی
که بر گردد آید بدرگاه اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از آن رنجش چشم پوشید، به راه افتاد و با شکوه به نزد کاووس شاه رفت.
FAOvercoming his indignation, he took to the road and strode grandly toward King Kavus.
EN8262 : ردیف از کل
بمالید سهراب کف را به کف
بآوردگه رفت از پیش صف
از آن ننگ برخاست وآمد براه
خرامان بشد نزد کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شاه از دور رستم را دید برپا خاست و از گذشته بسیار پوزش خواست.
FASeeing him from afar, the King rose to his feet and offered profuse apologies for the past.
EN8263 : ردیف از کل
به رستم چنین گفت کاندر گذشت
ز من جنگ و پیکار سوی تو گشت
چو از دور دید شاه برپای خاست
بسی پوزش اندر گذشته بخواست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت تندخویی در سرشت من است و هرچه خدا آفریده همان پدید میآید.
FASaying: Impetuous wrath is in my inherent nature, and one can only grow as God has ordained.
EN8264 : ردیف از کل
از ایران نخواهی دگر یار کس
چو من با تو باشم بآورد بس
که تندی مرا گوهرست وسرشت
چنان رست باید که یزدان بکشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و از اندیشه این دشمن بدخواه تازه، دلم چون هلال ماه نو باریک و غمگین شد.
FAAnd out of dread of this menacing new enemy, my heart grew slender as the crescent moon.
EN8265 : ردیف از کل
به آوردگه بر ترا جای نیست
ترا خود به یک مشت من پای نیست
وزین بد سگالنده بدخواه نو
دلم گشت باریک چون ماه نو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برای چاره این درد تو را خواندم و چون دیر آمدی خشم بر من چیره شد.
FAI summoned you to find a remedy, and when you delayed, rash anger seized my temper.
EN8266 : ردیف از کل
به بالا بلندی و با کتف و یال
ستم یافت بالت ز بسیار سال
بدین چاره جستن ترا خواستم
چو دیر آمدی تندی آراستم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون که دلگیر شدی ای دلاور، من سخت پشیمانم و خاک بر دهان من باد!
FANow that you have been grieved, O mighty hero, I am filled with remorse and shame!
EN8267 : ردیف از کل
نگه کرد رستم بدان سرافراز
بدان چنگ و یال و رکیب دراز
چو آزرده گشتی تو ای پیلتن
پشیمان شدم خاکم اندر دهن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم گفت فرمان از آن توست؛ همه ما بندگانیم و جهان زیر فرمان توست.
FARostam replied: The command is yours; we are all your servants and the realm belongs to you.
EN8268 : ردیف از کل
بدو گفت نرم ای جوان مرد گرم
زمین سرد و خشک و سخن گرم و نرم
بدو گفت رستم که فرمان تراست
همه کهترانیم وگیهان تراست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من نیز بر درگاهت بندهای کمترینم، اگر شایسته این خدمتگزاری باشم.
FAI too am but a humble servant at your threshold, if I am worthy of such service.
EN8269 : ردیف از کل
به پیری بسی دیدم آوردگاه
بسی بر زمین پست کردم سپاه
همان بر در تو یکی کهترم
وگر کهتری را خود اندر خورم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون آمدهام تا فرمانت را بشنوم و همواره نیکی و بزرگی یار تو باد.
FANow I have arrived to receive your commands, and may glory and greatness ever attend you.
EN8270 : ردیف از کل
تپه شد بسی دیو در جنگ من
ندیدم بدان سو که بودم شکن
کنون آمدم تا چه فرمان دهی
که جفت تو بادا بهی ومهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس گفت ای جهانپهلوان، روحت همواره روشن و شاداب باد.
FAKavus said: O champion of the world, may your spirit ever be bright and victorious!
EN8271 : ردیف از کل
نگه کن مرا گر ببینی به جنگ
اگر زنده مانی مترس از نهنگ
چنین گفت کاؤس کای پهلوان
ترا باد پیوسته روشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بیا تا امروز را به شادی و بزم بگذرانیم و فردا آماده کارزار شویم.
FACome, let us rejoice in banquet today, and tomorrow we shall prepare for battle.
EN8272 : ردیف از کل
مرا دید در جنگ دریا و کوه
که با نامداران توران گروه
بیآ تا بشادی یک امروز بزم
گزینیم وفردا بسازیم رزم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه بزمگاهی شاهانه آراست و کاخ مانند باغ بهاران زیبا شد.
FAThe King arranged a magnificent feast, and the hall blossomed like a spring garden.
EN8273 : ردیف از کل
چه کردم ستاره گوای منست
به مردی جهان زیر پای منست
بیآراست رامشگهی شاهورا
شد ایوان بکردار باغ بهار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان و دلاوران را فراخواندند و به شادمانی بر سرشان گوهر افشاندند.
FAThey summoned all the nobles and showered them with precious gems in joyful celebration.
EN8274 : ردیف از کل
بدو گفت کز تو بپرسم سخن
همه راستی باید افگند بن
گرانمایگانرا همه خواندند
بدین خرّمی گوهر افشاندند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با نوای ساز چنگ و بانگ نی، ماهرویان زیباروی در برابر شاه ایستادند.
FATo the sound of harps and the notes of flutes, fair-faced cupbearers stood before the King.
EN8275 : ردیف از کل
من ایدون گمانم که تو رستمی
گر از تخمه نامور نیرمی
از آواز ابریشم وبانگ نای
سمن چهرگان پیش خسرو بپای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا نیمهشب باده نوشیدند و به یاد نامداران سخن گفتند.
FAThey drank wine until midnight, speaking fondly in praise of legendary champions.
EN8276 : ردیف از کل
چنین داد پاسخ که رستم نیم
هم از تخمه سام نیرم نیم
همی باده خوردند تا نیم شب
بیاد بزرگان کشاده دو لب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چندان می خوردند تا شب به تیرگی نشست و دل پهلوانان سرمست شد.
FAThey drank until the night turned deep, and the hearts of the warriors grew joyful with wine.
EN8277 : ردیف از کل
که او پهلوانست و من کهترم
نه با تخت و گاهم نه با افسرم
بخوردند می تا جهان تیره گشت
دل نامداران زمی خیره گشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همه مست به سراپردههای خود بازگشتند و شب دراز را سپری کردند.
FAIntoxicated, the heroes retired to their tents as the long night drew to an end.
EN8278 : ردیف از کل
از امید سهراب شد ناامید
برو تیره شد روی روز سپید
همه مست بودند وگشتند باز
بپیموده گردان شب دیرباز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با برآمدن خورشید و دریده شدن پرده سیاه شب،
FAWhen the sun tore away the pitch-black veil of night and stepped forth from behind the curtain,
EN8279 : ردیف از کل
به آوردگه رفت نیزه بکفت
همی ماند از گفت مادر شگفت
چو خورشید آن چادر قیرگون
ببرّید واز پرده آمد برون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
