***
در برابر رستم که جهانپهلوان است و بارها جان کاووس را نجات داده است،
FAToward Rostam, who is the world-champion and has repeatedly saved the life of Kai Kavus,
EN8204 : ردیف از کل
بدو گفت سهراب از آزادگان
سیه بخت گودرز کشوادگان
چو رستم که هست او جهان پهلوان
به بخشید کاؤس کی را روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در همه رنجها و دشواریها فریادرس شاه بوده و هیچکس مانند او خدمت نکرده است.
FAWho in every hardship and trial was his sole rescuer, unmatched by anyone else.
EN8205 : ردیف از کل
چرا چون ترا خواند باید پسر
بدین زور و این دانش و این هنر
برنج وبسختیش فریادرس
نبودست هرگز چنو هیچکس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن هنگام که دیوان مازندران شاه و دلاوران ایران را به بند کشیدند،
FAWhen the demons of Mazandaran bound the King and his heroes in heavy fetters,
EN8206 : ردیف از کل
تو مردان جنگی کجا دیده ای
که بانگ پی اسپ نشنیده ای
چو بستند دیوان مازندران
همین شاه وگردان ببند گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم چه رنجها کشید و سینه دیو سپید را برای نجات او درید.
FAWhat grueling hardships Rostam endured, tearing open the breast of the White Demon to save him!
EN8207 : ردیف از کل
که چندین ز رستم سخن بایدت
زبان بر ستودنش بگشایدت
زبهرش چه رنج وچه سختی کشید
جگرگاه دیو دژم بر درید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او را با سرافرازی بر تخت شاهی نشاند و بزرگان بر او آفرین گفتند.
FAHe joyfully seated Kavus upon the throne while the nobles sang his praises.
EN8208 : ردیف از کل
از آتش ترا بیم چندان بود
که دریا به آرام خندان بود
بشادیش بر تخت شاه پی نشاند
برو آفرین بزرگان بخواند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بار دیگر چون کاووس در هاماوران به بند کشیده شد،
FAAnd again when the King was imprisoned in heavy chains in Hamavaran,
EN8209 : ردیف از کل
چو دریای سبز اندر آید ز جای
ندارد دم آتش تیزپای
دگر ره چو اورا بهاماوران
ببستند پایش ببند گران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم برای نجات او شاهان بزرگ را شکست داد و پشت به نبرد نکرد.
FARostam slew great rulers for his sake and never turned his back on the battlefield.
EN8210 : ردیف از کل
سر تیرگی اندر آید به خواب
چو تیغ از میان برکشد آفتاب
زبهرش چنان شهریاران بکشت
بهاماوران هیچ ننمود پشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او را دوباره به تخت پادشاهی بازگرداند و به او احترام گذاشت.
FAHe restored him to his imperial throne and paid him humble homage.
EN8211 : ردیف از کل
به دل گفت پس کاردیده هجیر
که گر من نشان گو شیرگیر
بیآورد وی را سوی تخت باز
بشادی همی برد پیشش نماز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر پاداش چنین مردی دار زدن باشد، ما نیز راهی جز گریختن نداریم.
FAIf his reward is the gallows, we see no choice but to flee from this land.
EN8212 : ردیف از کل
بگویم بدین ترک با زور دست
چنین یال و این خسروانی نشست
چو پاداش او باشد آویختن
نه بینیم جز روی بگریختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اما اکنون هنگام کار و پیکار است و ننگ دشمن تورانی پیش رو است.
FABut now is the hour of dire need, when disgrace looms from the Turanian foe.
EN8213 : ردیف از کل
ز لشکر کند جنگ او ز انجمن
برانگیزد این باره پیلتن
ولیکن کنون است هنگام کار
که ننگ اندر آمد چنین روزگار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گودرز کشواد با شتاب به نزد شاه رفت.
FACommander Goudarz son of Kashvad hastened swiftly into the presence of the King.
EN8214 : ردیف از کل
برین زور و این کتف و این یال اوی
شود کشته رستم به چنگال اوی
سپهدار گودرز کشواد رفت
بنزدیک خسرو خرامید تفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به کیکاووس گفت این چه کاری بود که کردی و دوده ایران را به باد دادی؟
FAHe said to Kai Kavus: What madness have you done today, turning Iran's honor to dust?
EN8215 : ردیف از کل
از ایران نیاید کسی کینه خواه
بگیرد سر تخت کاووس شاه
بکاؤس کی گفت چه کرد
کز ایران برآوردی امروز گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مگر گرفتاریات در هاماوران و بند دیوان مازندران را فراموش کردی،
FAHave you forgotten Hamavaran and the harrowing ordeal with the demons of Mazandaran,
EN8216 : ردیف از کل
چنین گفت موبد که مردن به نام
به از زنده دشمن بدو شادکام
فراموش کردی بهاماوران
وز آن کار دیوان مازندران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که میگویی رستم را زنده بر دار کنید؟ سخن بیهوده از پادشاهان نشاید!
FAThat you dare order Rostam to the gallows? Idle boasts do not become a king!
EN8217 : ردیف از کل
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه روز چون آب جوی
که گوئی ورا زنده بر دار کن
زشاهان نباید گزافه سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر رستم برود و سپاهی بزرگ با پهلوانی گرگصفت به میدان آید،
FAIf he departs and a vast army led by a wolf-like champion descends upon us,
EN8218 : ردیف از کل
چو گودرز و هفتاد پور گزین
همه پهلوانان با آفرین
چو او رفت وآمد سپاهی بزرگ
یکی پهلوانی بکردار گرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چه کسی را داری که در دشت نبرد با او بجنگد و خاک بر سرش افشاند؟
FAWhom do you have to face him on the battlefield and turn his glory to dust?
EN8219 : ردیف از کل
نباشد به ایران تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
که داری که با او بدشت نبرد
شود بر فشاند برو تیره گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گژدهم همه دلاوران تو را دیده و تواناییشان را به خوبی میداند؛
FAGazhdaham has known and witnessed all your champions and their strengths;
EN8220 : ردیف از کل
که چون برکشد از چمن بیخ سرو
سزد گر گیا را نبوید تذرو
یلان ترا سر بسر گژدهم
شنیدست دیدست همه بیش وکم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او میگوید مبادا روزی که سواری از ایران به باد هوا با او پنجه درافکند.
FAHe warns: May the day never come when an Iranian rider challenges him in vain!
EN8221 : ردیف از کل
به سهراب گفت این چه آشفتنست
همه با من از رستمت گفتنست
همی گوید آن روز هرگز مباد
که با او سواری کند رزم باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کسی که پهلوانی چون رستم را دارد و او را میآزارد، از خرد بیبهره است.
FAWhoever possesses a champion like Rostam and abuses him is bereft of wisdom.
EN8222 : ردیف از کل
نباید ترا جست با او نبرد
برآرد به آوردگاه از تو گرد
کسی را که مردی چو رستم بود
بیآزارد اورا خرد گم بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون شاه سخنان گودرز را شنید، دانست که او راه و رسم درست را میگوید.
FAWhen the King heard Goudarz's words, he recognized the truth of customary righteousness.
EN8223 : ردیف از کل
همی پیلتن را نخواهی شکست
همانا که آسان نیاید به دست
جو بشنید گفتار گودرز شاه
بدانست که او دارد آئین وراه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از رفتاری که کرده بود پشیمان شد و پی برد که بیهوده خشمگین شده است.
FAHe felt deep remorse for his conduct, realizing his mind had been foolishly clouded by rage.
EN8224 : ردیف از کل
چو بشنید این گفتهای درشت
نهان کرد ازو روی و بنمود پشت
پشیمان آن شد کجا رفته بود
ببیهودگی مغزش آشفته بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به گودرز گفت سخنت درست و شایسته است و پند سالخوردگان نیکوست.
FAHe told Goudarz: Your words are fitting, and counsel from an elder is truly blessed.
EN8225 : ردیف از کل
ز بالا زدش تند یک پشت دست
بیفگند و آمد به جای نشست
بگودرز گفت این سخن در خورست
لب پیر با پند نیکوترست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
در سر پادشاه باید خرد باشد، چرا که تندخویی در کارها حاصلی ندارد.
FAA monarch must govern with wisdom, for rash fury serves no good purpose.
EN8226 : ردیف از کل
بپوشید خفتان و بر سر نهاد
یکی خود چینی به کردار باد
خرد باید اندر سر شهریار
که تندی وتیزی نیآید بکار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون شما باید نزد او بروید و با مهربانی و نرمی دلش را به دست آورید.
FAYou must go to him at once and speak gently to soften his troubled heart.
EN8227 : ردیف از کل
ز تندی به جوش آمدش خون برگ
نشست از بر باره تیزتگ
شمارا بباید بر او شدن
بخوبی بسی داستانها زدن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
خشم و رنجش ناشی از تندی مرا از دلش بزدایید و روزگار نیک را نشانش دهید.
FAPurge his mind of my hasty anger and show him the promise of brighter days.
EN8228 : ردیف از کل
خروشید و بگرفت نیزه به دست
به آوردگه رفت چون پیل مست
سرش کردن از تیزی من تهی
نمودن ورا روزگار بهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او را نزد من بازآورید تا روان تیره من از دیدارش روشن شود.
FABring him back to me so that my darkened spirit may be enlightened by his presence.
EN8229 : ردیف از کل
کس از نامداران ایران سپاه
نیارست کردن بدو در نگاه
بیآورد تو اورا بنزدیک من
که روشن شود جان تاریک من
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گودرز برخاست و با شتاب به دنبال رستم روانه شد.
FAGoudarz arose from the King's presence and set off swiftly in pursuit of the champion.
EN8230 : ردیف از کل
ز پای و رکیب و ز دست و عنان
ز بازوی وز آب داده سنان
چو گودرز برخاست از پیش اوی
پس پهلوان تیز بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بزرگان سپاه نیز همراه او شدند و راه رستم را در پیش گرفتند.
FAThe army commanders rode with him, tracking Rostam's trail upon the highway.
EN8231 : ردیف از کل
ازان پس دلیران شدند انجمن
بگفتند کاینت گو پیلتن
برفتند با او سران سپاه
پی رستم اندر گرفتند راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون در راه به رستم تنومند رسیدند، همه دلاوران گرد او حلقه زدند.
FAWhen they caught up with the elephant-bodied hero, the nobles gathered around him.
EN8232 : ردیف از کل
نشاید نگه کردن اسان بدوی
که یارد شدن پیش او جنگجوی
چو دیدند بر ره گو پیلتن
همه نامداران شدند انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به ستایش پهلوان پرداختند و برایش جاودانگی و روشنایی روان آرزو کردند.
FAThey poured praises upon the champion, wishing him eternal life and an enlightened soul.
EN8233 : ردیف از کل
ازان پس خروشید سهراب گرد
همی شاه کاووس را بر شمرد
ستایش گرفتند بر پهلوان
که جاوید باشی وروشن روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفتند جهان باید به فرمان تو باشد و همیشه بر بلندای عزت بمانی.
FASaying: May the whole world be ruled by your wisdom, and may the seat of honor ever be yours!
EN8234 : ردیف از کل
چنین گفت با شاه آزاد مرد
که چون است کارت به دشت نبرد
جهان سر بسر زیر رای تو باد
همیشه سر تخت جای او باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو خود میدانی که کاووس سبکمغز است و سخنان تندش خردمندانه نیست.
FAYou well know that Kavus lacks good sense and his harsh outbursts carry no true weight.
EN8235 : ردیف از کل
چرا کرده ای نام کاووس کی
که در جنگ نه تاو داری نه پی
تو دانی که کاؤس را مغز نیست
بتندی سخن گفتنش نغز نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ناسنجیده سخنی میگوید و بیدرنگ پشیمان میشود و به دوستی بازمیگردد.
FAHe speaks in haste only to regret it immediately and seek reconciliation.
EN8236 : ردیف از کل
تنت را برین نیزه بریان کنم
ستاره بدین کار گریان کنم
بگوید همانگه پشیمان شود
بخوبی همان باز پیمان شود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر رستم از شاه دلگیر شود، ایرانیان و مردم بیگناه را تقصیری نیست.
FAIf the great champion takes offense at the King, the innocent people of Iran are not to blame.
EN8237 : ردیف از کل
یکی سخت سوگند خوردم به بزم
بدان شب کجا کشته شد ژنده رزم
تهمتن گر آزرده گردد زشاه
هم ایرانیانرا نباشد گناه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که تو ایران را به دشمن بسپاری و روی فرخنده از ما بپوشانی.
FADo not abandon the land of Iran to the foe and hide your blessed countenance from us.
EN8238 : ردیف از کل
کز ایران نمانم یکی نیزه دار
کنم زنده کاووس کی را به دار
که بگذارد این شهر ایران همی
کند روی فرخنده پنهان همی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون شاه از آن سخنان پشیمان است و از تندروی خود حسرت میخورد.
FAThe King now deeply repents his harsh words and bites his hands in grief over his folly.
EN8239 : ردیف از کل
که داری از ایرانیان تیز چنگ
که پیش من آید به هنگام جنگ
کنون زآن سخنها پشیمان شدست
زتندی بخاید همی پشت دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم در پاسخ گفت که من هیچ نیازی به کیکاووس ندارم.
FARostam replied: I have no need whatsoever of Kai Kavus!
EN8240 : ردیف از کل
همی گفت و می بود جوشان بسی
از ایران ندادند پاسخ کسی
تهمتن چنین پاسخ آورد باز
که هستم زکاؤس کی بی نیاز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زین اسب تخت من و کلاهخود تاجم است، لباسم زره و دلم آماده مرگ است.
FAMy saddle is my throne, my helmet my crown, my armor my robe, and my heart ready for death.
EN8241 : ردیف از کل
خروشان بیامد به پرده سرای
به نیزه درآورد بالا ز جای
مرا تخت زیر باشد وتاج ترگ
قبا جوشن ودل نهاده بمرگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس در برابرم مشتی خاک است و من از خشم او هیچ باکی ندارم.
FAKavus is but a handful of dust before me; why should I fear his empty wrath?
EN8242 : ردیف از کل
خم آورد زان پس سنان کرد سیخ
بزد نیزه برکند هفتاد میخ
چه کاؤس پیشم چو یک مشت خاک
چرا دارم از خشم او ترس وباک
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آیا سزای جانفشانیهای من دشنام و تندی پادشاه است؟
FADo I deserve such insolence and fury from a king I have served so faithfully?
EN8243 : ردیف از کل
سراپرده یک بهره آمد ز پای
ز هر سو برآمد دم کرنای
سزایم بدین گفتن ناسزا
که گوید به تندی مرا پادشاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
منی که او را از بند اسارت رهانیدم و دوباره به تاج و تخت رساندم!
FAI who freed him from chains and restored him to his royal throne and crown!
EN8244 : ردیف از کل
رمید آن دلاور سپاه دلیر
به کردار گوران ز چنگال شیر
که اورا زبند آوریدم برون
سوی تاج وتختش بدم رهنمون
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گاه در جنگ با دیوان مازندران و گاه در پیکار با شاه هاماوران؛
FAFighting the demons of Mazandaran at one time, and the King of Hamavaran at another;
EN8245 : ردیف از کل
غمی گشت کاووس و آواز داد
کزین نامداران فرخ نژاد
گهی رزم دیوان مازندران
گهی جنگ با شاه هاماوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر بار که گرفتار دشمن بود، او را از بند و سختی نجات دادم.
FARescuing him from torment and bondage whenever he fell captive into enemy hands!
EN8246 : ردیف از کل
یکی نزد رستم برید آگهی
کزین ترک شد مغز گردان تهی
زبند وزسختی رهانیدمش
چو در دست دشمن چنان دیدمش
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون دیگر خستهام و جز از خدای یکتا از هیچکس ترسی ندارم.
FAMy heart has grown weary of this, and I fear no one in existence save Holy God alone!
EN8247 : ردیف از کل
ندارم سواری ورا هم نبرد
از ایران نیارد کس این کار کرد
سرم سیر گشت ودلم کرد بس
جز از پاک یزدان نترسم زکس
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون یاران از سخنان رستم نومید شدند، گودرز به رستم گفت:
FASeeing the council disheartened by his refusal, Goudarz said to the mighty warrior:
EN8248 : ردیف از کل
بشد طوس و پیغام کاووس برد
شنیده سخن پیش او برشمرد
زگفتار چون سرد گشت انجمن
چنین گفت گودرز با پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه و پهلوانان دیگر گمان خواهند کرد،
FAThe King and arrogant warriors will suspect another motive entirely;
EN8249 : ردیف از کل
بدو گفت رستم که هر شهریار
که کردی مرا ناگهان خواستار
که شاه ودلیران گردن کشان
بدیگر سخنها برند این گمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که رستم از آن پهلوان ترک ترسیده است و پنهانی این را خواهند گفت.
FAThey will whisper that Rostam fled out of terror of that Turanian champion;
EN8250 : ردیف از کل
گهی گنج بودی گهی ساز بزم
ندیدم ز کاووس جز رنج رزم
کز آن ترک ترسنده شد سرفراز
همین گوید این گونه هرکس براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و گویند چون گژدهم خبر آورد، رستم از هراس میدان را خالی کرد.
FAAnd declare that upon hearing Gazhdaham's warning, Rostam took fright and abandoned the field.
EN8251 : ردیف از کل
بفرمود تا رخش را زین کنند
سواران بروها پر از چین کنند
که چون گژدهم دادمان آگهی
همین گوید این گونه هرکس براز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که اگر رستم در جنگ از او بترسد، دیگر من و تو را نیز جای درنگ در میدان نیست.
FAThat if Rostam himself fears him in battle, then you and I have no place to linger on the field.
EN8252 : ردیف از کل
ز خیمه نگه کرد رستم بدشت
ز ره گیو را دید کاندر گذشت
که چون رستم ازوی بترسد بجنگ
مرا وترا نیست جای درنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من آشفتگی شاه و بیهودهکاریاش را دیدم و گفتوگوهای دربار را شنیدم.
FAI witnessed the King's rash agitation and heard the urgent disputes across the royal court.
EN8253 : ردیف از کل
نهاد از بر رخش رخشنده زین
همی گفت گرگین که بشتاب هین
از آشفتن شاه وبیکار اوی
بدیدم بدرگاه بر گفت وگوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
