***
که پروردگار بر ما بخشایش آورد و اغریرث خردمند یاور ما شد.
FAThat our Lord has shown mercy to us, and wise Aghriras has become our ally.'
EN5250 : ردیف از کل
که بخشود بر ما جهاندار ما
شد اغریرث پر خرد یار ما
که بخشود بر ما جهاندار ما
شد اغریرث پر خرد یار ما
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پیمانی استوار بستیم و بر پایبندی به آن همداستان شدیم،
FAWe established a firm covenant and agreed entirely upon its terms,'
EN5251 : ردیف از کل
یکی سخت پیمان فگندیم بن
بران برنهادیم یکسر سخن
یکی سخت پیمان فگندیم بن
بر آن بر نهادیم یکسر سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که اگر زال زر از ایران با گروهی دلاور برای نبرد به این سو بیاید،
FAThat if Zal of Iran comes with warriors seeking combat,'
EN5252 : ردیف از کل
کز ایران چو دستان آزادمرد
بیایند و جویند با وی نبرد
کز ایران اگر زال زر با دو مرد
بیآید وجویند با او نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اغریرث والاتبار سپاه خود را از آمل بیرون خواهد برد و به ری خواهد رفت.
FANoble, auspicious Aghriras will withdraw his army from Amol toward Rey.'
EN5253 : ردیف از کل
گرانمایه اغریرث نیک پی
ز آمل گذارد سپه را به ری
گرانمایه اغریرث نیک پی
سپه را گذارد از آمل بری
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تا شاید جان انبوهی از مردم از چنگ این اژدهای خونریز رهایی یابد.
FASo that the lives of so many people may be rescued from this monster's grasp.'
EN5254 : ردیف از کل
مگر زنده از چنگ این اژدها
تن یک جهان مردم آید رها
مگر زنده از دست این اژدها
تن یک جهان مردم آید رها
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون پیک تیزرو به زابلستان رسید، پیامآور پیش روی زال ایستاد.
FAWhen the courier arrived in Zabulistan, the messenger stood before Zal.
EN5255 : ردیف از کل
چو پوینده در زابلستان رسید
سراینده در پیش دستان رسید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال بزرگان و جنگاوران را فراخواند و پیام پهلوانان را برایشان بازگو کرد.
FAZal summoned the nobles and warriors, relaying the message of the champions.
EN5256 : ردیف از کل
بزرگان و جنگ آوران را بخواند
پیام یلان پیش ایشان براند
بزرگان وجنگ آورانرا بخواند
پیام یلان پیش ایشان براند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس گفت ای یاران دلاور، ای پلنگان نبرد و نامآوران ایران!
FAThen he said: 'O my brave companions, battle leopards and renowned warriors!'
EN5257 : ردیف از کل
ازان پس چنین گفت کای سروران
پلنگان جنگی و نام آوران
وز آنپس چنین گفت کای یاوران
پلنگان جنگی ونام آوران
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کدام مرد دلیری است که با شجاعت در دل نبرد بیم به خود راه ندهد،
FAWho among you is a fearless hero whose heart knows no dread in battle,'
EN5258 : ردیف از کل
کدامست مردی کنارنگ دل
به مردی سیه کرده در جنگ دل
کدام است مردی کنارنگ دل
بمردی سیه کرده در جنگ دل
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و خریدار این نبرد و تاختوتاز باشد و سر خود را به آسمان برافرازد؟
FAReady to undertake this battle and charge, raising his head to the very sun?'
EN5259 : ردیف از کل
خریدار این جنگ و این تاختن
به خورشید گردن برافراختن
خریدار این جنگ واین تاختن
بخورشید گردن بر افراختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کشواد دست بر سینه نهاد و گفت: من آمادهام و این کار را به سرانجام میرسانم.
FAKeshvad struck his chest and declared: 'I am ready, and I will accomplish this task.'
EN5260 : ردیف از کل
ببر زد بران کار کشواد دست
منم گفت یازان بدین داد دست
به بر زد برین کار کشواد دست
منم گفت بازان برین داد دست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال فرخنده او را آفرین گفت و آرزو کرد که همواره شادکام و پیروز بزیَد.
FABlessed Zal commended him, wishing that he might live in joy through all years.
EN5261 : ردیف از کل
برو آفرین کرد فرخنده زال
که خرم بدی تا بود ماه و سال
برو آفرین کرد فرخنده زال
که خرّم بزی تا بود ماه وسال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپاهی از دلاوران جنگجو از زابلستان به سوی آمل روانه شدند.
FAAn army of fierce warriors marched from Zabulistan toward Amol.
EN5262 : ردیف از کل
سپاهی ز گردان پرخاشجوی
ز زابل به آمل نهادند روی
سپاهی زگردان پرخاشجوی
ززابل به آمل نهادند روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون سپاه یکی دو منزل در راه پیش رفت، اغریرث نیکخواه باخبر شد.
FAWhen the army had advanced a march or two, well-wishing Aghriras received word.
EN5263 : ردیف از کل
چو از پیش دستان برون شد سپاه
خبر شد به اغریرث نیک خواه
چو منزل یکی دو برون شد براه
خبر شد به اغریرث نیک خواه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شیپور جنگی نواخت و لشکر را حرکت داد و اسیران را در ساری به جا گذاشت.
FAHe sounded the brass horn and marched his troops, leaving the prisoners behind in Sari.
EN5264 : ردیف از کل
همه بستگان را به ساری بماند
بزد نای رویین و لشکر براند
بزد نای روئین ولشکر براند
همه بستگانرا بساری بماند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کشواد فرخپی به ساری رسید، کلید رهایی آن بندها پیدا شد.
FAWhen blessed Keshvad reached Sari, the key to unlocking those chains was found.
EN5265 : ردیف از کل
چو گشواد فرخ به ساری رسید
پدید آمد آن بندها را کلید
چو کشواد فرّخ بساری رسید
پدید آمد آن بندها را کلید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برای هر یک از اسیران اسبی آماده کرد و از آمل به سوی زابلستان تاخت.
FAHe provided a horse for each captive and rode swiftly from Amol to Zabulistan.
EN5266 : ردیف از کل
یکی اسپ مر هر یکی را بساخت
ز ساری سوی زابلستان بتاخت
یکی اسپ مر هر یکیرا بساخت
از آمل سوی زابلستان بتاخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون به زال سام خبر رسید که کشواد با پیروزی و سرفرازی بازگشته است،
FAWhen word reached Zal son of Sam that Keshvad had returned victorious and glorious,
EN5267 : ردیف از کل
چو آمد به دستان سام آگهی
که برگشت گشواد با فرهی
چو آمد بدستان سام آگهی
که برگشت کشواد با فرّهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گنجینهای را به نیازمندان بخشید و جامه خویش را به مژدهرسان پاداش داد.
FAHe distributed treasures to the poor and gave his own fine robe to the messenger.
EN5268 : ردیف از کل
یکی گنج ویژه به درویش داد
سراینده را جامه خویش داد
یکی گنج ویژه بدرویش داد
سراینده را جامة خویش داد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون کشواد به نزدیکی زابل رسید، زال زر به شایستگی به پیشواز او رفت.
FAAs Keshvad approached Zabul, Zal went forth to welcome him with due honor.
EN5269 : ردیف از کل
چو گشواد نزدیک زابل رسید
پذیره شدش زال زر چون سزید
چو کشواد بنزدیک زابل رسید
پذیره شدش زال زر جون سزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زال بر آن آزادشدگان که در چنگ دشمن گرفتار بودند، دیرزمانی گریست.
FAZal wept long over those freed captives who had been trapped in the lion's claws.
EN5270 : ردیف از کل
بران بستگان زار بگریست دیر
کجا مانده بودند در چنگ شیر
بر آن بستگان زال بگریست دیر
کجا بسته بود در چنگ شیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس در سوگ نوذر نامدار، خاک بر سر ریخت و زار زار گریست.
FAThen, in grief for renowned Nowzar, he cast dust on his head and wept bitterly.
EN5271 : ردیف از کل
پس از نامور نوذر شهریار
به سر خاک بر کرد و بگریست زار
پس از نامور نوذر نامدار
بسر خاک بر کرد وبگریست زار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنان را به شهر درآورد و کاخهای بلند را برایشان آراست.
FAHe brought them into the city and adorned high halls in their honor.
EN5272 : ردیف از کل
به شهر اندر آوردشان ارجمند
بیاراست ایوانهای بلند
بشهر اندر آوردشاه ارجمند
بیآراست ایوانهای بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آنان را چنان ارج نهاد که در روزگار نوذر شاه صاحب پایگاه و افسر بودند.
FAHe restored them to the honor and status they had enjoyed in the time of King Nowzar.
EN5273 : ردیف از کل
چنان هم که هنگام نوذر بدند
که با تاج و با تخت و افسر بدند
چنان هم که هنگام نوذر بدند
که با تاج وبا تخت وافسر بدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دستگاهی چنان باشکوه فراهم ساخت که سپاهیان از هر خواستهای بینیاز شدند.
FAZal arranged such abundance that the whole host was freed from every want.
EN5274 : ردیف از کل
بیاراست دستان همه دستگاه
شد از خواسته بی نیاز آن سپاه
بیآراست دستان چنان دستگاه
شد از خواسته بی نیاز آن سپاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون اغریرث از آمل به ری رسید، افراسیاب از کار او آگاه شد و به خشم آمد.
FAWhen Aghriras arrived from Amol at Rey, Afrasiab learned of his deed and flared up.
EN5275 : ردیف از کل
چو اغریرث آمد ز آمل به ری
وزان کارها آگهی یافت کی
چو اغریرث آمد از آمل بری
از آن کار او یافت کی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
