***
با کسی در جهان نبرد میکند که پیلان تنومند را به زانو درمیآورد!
FAWould seek combat with one who brings mighty elephants to their knees,
EN8465 : ردیف از کل
چو سهراب شیراوژن او را بدید
ز باد جوانی دلش بردمید
نبرد کسی جوید اندر جهان
که او ژنده پیل اندر آرد نهان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و با ضربه گرز سنگین خود دمار از روزگار لشکریان برمیآورد.
FAAnd with a single blow of his anvil-shattering mace wipes out two hundred battle ranks!
EN8466 : ردیف از کل
چنین گفت کای رسته از چنگ شیر
جدا مانده از زخم شیر دلیر
ززخم سر گرز سندان شکن
برآرد دمار از دو صد انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هر کس که با رستم پنجه درافکند، سرش از اوج آسمان به خاک خواهد افتاد.
FAWhoever matches himself against Rostam will have his head dashed from heaven to the dust.
EN8467 : ردیف از کل
دگر باره اسپان ببستند سخت
به سر بر همی گشت بدخواه بخت
کسیرا که رستم بود هم نبرد
سرش زآسمان اندر آرد بگرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هیچ فیلی در زمین همتای او نیست و هیچ دریایی به گرد سم رخش او نمیرسد.
FANo elephant on earth matches him, and no sea compares to the dust of Rakhsh's stride.
EN8468 : ردیف از کل
به کشتی گرفتن نهادند سر
گرفتند هر دو دوال کمر
هم آورد او بر زمین پیل نیست
چو گرد پی رخش او نیل نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
زور تنش با صد پهلوان برابری میکند و قامتش از درختان بلند فراتر است.
FAHis body has the strength of a hundred champions, and his head reaches above the tallest trees.
EN8469 : ردیف از کل
هرآنگه که خشم آورد بخت شوم
کند سنگ خارا به کردار موم
تنش زور دارد بصد زورمند
سرش برترست از درخت بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون در روز نبرد خشمگین شود، در چنگال او شیر و پیل و انسان یکسان تباه میشوند.
FAWhen he waxes wroth on the battlefield, lion, elephant, and man are all alike in his grip.
EN8470 : ردیف از کل
سرافراز سهراب با زور دست
تو گفتی سپهر بلندش ببست
چو او خشم گیرد بروز نبرد
بچنگش چه شیر وچه پیل وچه مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سهراب گفت ای آزادهتبار، گودرز کشوادگان چقدر نگونبخت است،
FASohrab said: O noble-born, how unfortunate is Goudarz son of Kashvad,
EN8471 : ردیف از کل
غمی بود رستم ببازید چنگ
گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ
بدو گفت سهراب آزادگان
سیه بخت گودرز کشوادگان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که فرزندی چون تو داشته باشد که با این نیرو و هنر چنین ترسو سخن بگوید!
FATo have to call someone like you his son, speaking so fearfully despite your strength and stature!
EN8472 : ردیف از کل
خم آورد پشت دلیر جوان
زمانه بیامد نبودش توان
که همچون توئی خواند باید پسر
بدین زور واین دانش واین هنر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تو کی مردان جنگی دیدهای که از شنیدن صدای سم اسب نیز هراسانی،
FAWhere have you ever seen warriors, you who tremble even at the sound of horse hooves,
EN8473 : ردیف از کل
زدش بر زمین بر به کردار شیر
بدانست کاو هم نماند به زیر
تو مردان جنگی کجا دیدۀ
که بانگ پی اسپ نشنیدۀ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و اینگونه پیوسته از رستم دم میزنی و او را میستایی؟
FAThat you continually utter Rostam's name and praise him at every turn?
EN8474 : ردیف از کل
سبک تیغ تیز از میان برکشید
بر شیر بیدار دل بردرید
که چندین زرستم سخن بر زبان
برانی ستائی ورا هر زمان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
ترس تو از آتش تنها تا زمانی است که دریا آرام و بیحرکت باشد؛
FAYour fear of fire lasts only so long as the ocean remains tranquil;
EN8475 : ردیف از کل
بپیچید زانپس یکی آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد
از آتش ترا بیم چندان بود
که دریا به آرام جنبان بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون دریای خروشان به حرکت درآید، آتش سوزان دمی تاب پایداری در برابر آن ندارد.
FAOnce the boundless sea surges, swift-footed fire cannot withstand it for an instant.
EN8476 : ردیف از کل
بدو گفت کاین بر من از من رسید
زمانه به دست تو دادم کلید
چو دریا سبک اندر آید زجای
ندارد دمی آتش تیز پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
با برآمدن تیغ تابناک آفتاب، سیاهی و تاریکی شب یکسره ناپدید میشود.
FAThe darkness of night vanishes into slumber when the sun draws its blazing blade.
EN8477 : ردیف از کل
تو زین بیگناهی که این کوژپشت
مرابرکشید و به زودی بکشت
سر تیرگی اندر آید بخواب
چو تیغ تپش برکشد آفتاب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
هجیر در دل خود اندیشید که اگر من نشان رستم دلاور را،
FAInexperienced Hojir thought within his heart: If I point out the lion-capturing hero
EN8478 : ردیف از کل
به بازی بکویند همسال من
به خاک اندر آمد چنین یال من
بدل گفت ناکار دیده هجیر
که گر من نشان گو شیر گیر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به این ترک نیرومند با این قامت و هیبت شاهانه بگویم،
FATo this mighty Turk with such strength, stature, and royal bearing,
EN8479 : ردیف از کل
نشان داد مادر مرا از پدر
ز مهر اندر آمد روانم بسر
بگویم بدین ترک با زور دست
بدین بال واین خسروانی نشست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
او سپاه را به خروش آورده و به سوی رستم پیلتن میتازد،
FAHe will summon his army and charge upon the elephant-bodied warrior,
EN8480 : ردیف از کل
هرآنگه که تشنه شدستی به خون
بیالودی آن خنجر آبگون
زلشکر کند جنگ جوی انجمن
برانگیزد آن بارۀ پیلتن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و با این نیروی شگرف، شاید رستم در چنگال او کشته شود.
FAAnd with such immense power and shoulders, Rostam might fall slain at his hands.
EN8481 : ردیف از کل
زمانه به خون تو تشنه شود
براندام تو موی دشنه شود
بدین زور واین کتف واین یال اوی
شود کشته رستم بچنگال اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و دیگر در ایران هیچ دلاوری نخواهد ماند که توان هماوردی با او را داشته باشد.
FAThen no champion would remain in Iran capable of meeting him face to face;
EN8482 : ردیف از کل
کنون گر تو در آب ماهی شوی
و گر چون شب اندر سیاهی شوی
از ایران نیآید کسی جنگجوی
که روی اندر آرد ابا وی بروی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و چون کینهخواهی نماند، او تخت پادشاهی ایران را به چنگ خواهد آورد.
FAAnd with no avenger left in Iran, he would seize the throne of King Kavus.
EN8483 : ردیف از کل
وگر چون ستاره شوی بر سپهر
ببری ز روی زمین پاک مهر
چو زایران نیاشد کسی کینه خواه
بگیرد سر تخت کاؤس شاه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دانا گفته است که مردن با نیکنامی بهتر از زنده ماندن در کام دشمن است.
FAThe wise priest said: To die with honor is better than to live while the enemy rejoices.
EN8484 : ردیف از کل
بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خاکست بالین من
چنین گفت موبد که مردن بنام
به از زنده دشمن بدو شادکام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر من در این دشت کشته شوم، جهان تیره و تباه نخواهد شد؛
FAIf I am slain upon this battlefield, the bright world will not turn dark,
EN8485 : ردیف از کل
ازین نامداران گردنکشان
کسی هم برد سوی رستم نشان
اگر من شود کشته بر دشت اوی
نگردد سیه روز در آبجوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چرا که گودرز سالخورده جز من هفتاد و شش پسر شیردل و دلاور دیگر دارد؛
FAFor aged Goudarz has seventy-six other lion-hearted sons besides me:
EN8486 : ردیف از کل
که سهراب کشتست و افگنده خوار
ترا خواست کردن همی خواستار
چو من هست گودرز را سالخورد
دگر پور هفتاد وشش شیر مرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پهلوانانی چون گیو لشکرشکن که سرآمد همگان است،
FASuch as world-conquering Giv, who breaks armies and leads every assembly,
EN8487 : ردیف از کل
چو بشنید رستم سرش خیره گشت
جهان پیش چشم اندرش تیره گشت
چو گیو جهانگیر لشکرشکن
که باشد بهر جا سر انجمن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و دلیرانی چون بهرام، رهام سرافراز و شیدوش جنگاور؛
FAAnd valiant heroes like Bahram, haughty Raham, and fierce Sheidoush;
EN8488 : ردیف از کل
بپرسید زان پس که آمد به هوش
بدو گفت با ناله و با خروش
چو بهرام ورهّام گردن فراز
چو شیدوش شیر اوژن رزمساز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از مرگم با مهربانی یادم را زنده میدارند و کین مرا از دشمن بازمیستانند.
FAAfter my death they will remember me with honor and exact vengeance from the foe.
EN8489 : ردیف از کل
که اکنون چه داری ز رستم نشان
که کم باد نامش ز گردنکشان
پس از مرگ من مهربانی کنند
زدشمن بکین جان ستانی کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وقتی گودرز و هفتاد فرزند نامدارش زنده باشند،
FAWhile Goudarz and seventy noble sons survive, let my body perish so long as Iran remains whole!
EN8490 : ردیف از کل
بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی
بکشتی مرا خیره از بدخویی
چو گودرز وهفتاد پور گزین
همه نامداران با آفرین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تن من مباد اگر ایران باقی بماند؛ این پندی است که از فرزانگان به یاد دارم.
FAFor if the roots of the cypress stand firm in the garden, what matters the loss of a blade of grass?
EN8491 : ردیف از کل
ز هر گونه ای بودمت رهنمای
نجنبید یک ذره مهرت ز جای
بماند به ایران تن من مباد
چنین دارم از موبد پاک یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر ریشه درخت سرو برپا باشد، دیگر نبود بوته گیاهی چه باک؟
FAHe said to Sohrab: Why this fury, and why do you constantly speak to me of Rostam?
EN8492 : ردیف از کل
چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم
که گر باشد اندر چمن بیخ سرو
سزد گر گیارا نبوید تذرو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به سهراب گفت این همه خشم برای چیست و چرا مدام از رستم با من سخن میگویی؟
FAWhy nurture this hatred and demand something from me in vain,
EN8493 : ردیف از کل
همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست
بسهراب گفت این چه آشفتنیست
همه با من از رستمت گفتننیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چرا بیهوده کینه میتوزی و چیزی را از من میخواهی،
FAOf which I have no knowledge, seeking an excuse to sever my head?
EN8494 : ردیف از کل
مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید به کار
چرا باید این کینه آراستن
ببیهوده چیزی زمن خواستن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که از آن آگاهی ندارم، و به این بهانه میخواهی سرم را ببری؟
FASeek no false pretext to shed my blood, and weave no deceitful pretense.
EN8495 : ردیف از کل
کنون کارگر شد که بیکار گشت
پسر پیش چشم پدر خوار گشت
که آگاهئ آن نباشد برم
بدین کینه خواهی بریدن سرم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
برای ریختن خون من بهانه مجوی و فریبکاری مکن.
FAYou think to defeat the elephant-bodied hero, but he will not fall easily into your grasp!
EN8496 : ردیف از کل
همان نیز مادر به روشن روان
فرستاد با من یکی پهلوان
بهانه نباید بخون ریختن
چه باید کنون رنگت آمیختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گمان میکنی شکست رستم آسان است، اما هرگز به آسانی به چنگت نمیآید!
FAYou should not seek battle with him, for he will turn you to dust on the field.
EN8497 : ردیف از کل
بدان تا پدر را نماید به من
سخن برگشاید به هر انجمن
همی پیلتن را بخواهی شکست
همانا کت آسان نیآید بدست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
نباید با او پیکار جویی، چرا که در میدان رزم تو را به خاک خواهد کشید.
FAWhen Sohrab heard these harsh words, he turned his face away and showed his back.
EN8498 : ردیف از کل
چو آن نامور پهلوان کشته شد
مرا نیز هم روز برگشته شد
نباید ترا جست با او نبرد
برآرد به آوردگاه از تو گرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سهراب چون این سخنان تند را شنید، رویش را برگرداند و به او پشت کرد.
FAHe turned away in silence, astonished at the secrets that lay behind those words.
EN8499 : ردیف از کل
کنون بند بگشای از جوشنم
برهنه نگه کن تن روشنم
چو بشنید گفتارهای درشت
ازو روی برگاشت وبنمود پشت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
