***
ای پروردگار، اکنون که همه خواستههایم را دادی، مرا به سرای دیگر ببر.
FAO Lord, now that You have fulfilled all my hopes, take my soul to the other realm.'
EN2582 : ردیف از کل
همه کامها دادیم ای خدای
مرا بر کنون سوی دیگر سرای
این بند را ندارد
همه کام دل دادیم ای خدای
مرا بر کنون سُوی دیگر سرای
این بند را ندارد
بهر کار بودی مرا رهنمای
کنون ره نمایم بد یگر سرای
همه کامها دادیم ای خدای
کنون مر مرا بر بدیگر سرای
همه کام دل دادیم ای خدای
مرا برکنون سوی دیگر سرای
همه کامها دادیم ای خدای
کنون مر مرا بر بدیگر سرای
***
بیش از این نمیخواهم که روانم در این جهان تنگ و گذرا درنگ کند.
FAI wish no longer for my soul to linger in this narrow, passing world.'
EN2583 : ردیف از کل
ازین بیشتر اندرین جای تنگ
نخواهم که دارد روانم درنگ
این بند را ندارد
ازین بیشتر اندرین جای تنگ
نخواهم که دارد روانم درنگ
این بند را ندارد
ازین بیشتر اندرین جای تنگ
نخواهم که یابد روانم درنگ
ازین بیشتر اندر این جای تنگ
نخواهم که دارد روانم درنگ
ازین بیشتر اندرین جای تنگ
نخواهم که دارد روانم درنگ
ازین بیشتر اندرین جای تنگ
نخواهم که دارد روانم درنگ
***
شیروی دلاور با همه گنجها و غنایم، آراسته به درگاه شاه آمد.
FAValiant Shirou arrived before the royal court, laden with all the assembled treasures.
EN2584 : ردیف از کل
سپهدار شیروی با خواسته
بدر گاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی با خواسته
به درگاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی با خواسته
بدَرگاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی با خواسته
بدرگاه شاه آمد آراسته
پس آنگاه شیروی با خواسته
بدر گاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی وآن خواسته
بدر گاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی با خواسته
بدر گاه شاه آمد آراسته
سپهدار شیروی و آن خواسته
بدر گاه شاه آمد آراسته
***
ده روز مانده به پایان مهرماه، شاه آن غنایم را میان سپاهیان بخشید.
FAWith ten days remaining in the month of Mehr, the king distributed the wealth among the troops.
EN2585 : ردیف از کل
ببخشید آن خواسته بر سپاه
چو ده روز بد مانده از مهر ماه
این بند را ندارد
ببخشید آن خواسته با سپاه
چه ده رُوز بد مانده از مهر ماه
این بند را ندارد
ببخشید شه خواسته بر سپاه
چو ده روز بد ر فته از مهر ماه
ببخشید آن خواسته با سپاه
چو دو روز بد مانده از مهر ماه
ببخشید آن خواسته بر سپاه
چه ده روز بد مانده از مهر ماه
ببخشید آن خواسته بر سپاه
چو دو روز بُد مانده از مهر ماه
***
سپس فریدون فرمود تا منوچهر شاه با تاج بر تخت زرین بنشیند.
FAFereydun then bade King Manuchehr take his seat upon the golden throne with the crown.
EN2586 : ردیف از کل
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمُود تا پس منوُچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود تا پس منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
بفرمود پس تا منوچهر شاه
نشست از بر تخت زر با کلاه
***
او به منوچهر شاه دستور داد تا بخششهای فراوان را میان سپاه تقسیم کند.
FAHe instructed King Manuchehr to distribute generous gifts among all his soldiers.
EN2587 : ردیف از کل
این بند را ندارد
بفرمود پس تا منوچهر شاه
ببخشید یکسر همه بر سپاه
این بند را ندارد
بفرمود پس تا منوچهر شاه
ببخشید یکسر همه بر سپاه
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
***
فریدون با دست خود تاج را بر سر منوچهر نهاد و پندها و اندرزهای بسیار به او گفت.
FAWith his own hands Fereydun placed the crown on Manuchehr, giving him valuable counsel.
EN2588 : ردیف از کل
بدست خودش تاج بر سر نهاد
بسی پند و اندرز ها کرد یاد
این بند را ندارد
بدست خودش تاج بر سر نهاد
بسی پند و اندَرز ها کرد یاد
این بند را ندارد
این بند را ندارد
بدست خودش تاج بر سر نهاد
بسی پند و اندرزها کرد یاد
بدست خودش تاج برسرنهاد
بسی پند و اندرز ها کرد یاد
بدست خودش تاج بر سر نهاد
بسی پند و اندرزها کرد یاد
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
