***
با نگاهی خشمگین و چهرهای برافروخته، ابرو در هم کشید.
FAWith troubled eyes and a darkened brow, she knitted her eyebrows in deep displeasure.
EN3098 : ردیف از کل
وزان پس به چشم و به روی دژم
به ابرو ز خشم اندر آورد خم
پس آنگه بچشم و بروی دژم
به ابرو زخشم اندر آورد خم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت سخنان و مخالفت شما بیهوده و ناپخته است و ارزش شنیدن ندارد.
FAShe declared their arguments worthless and childish, unworthy of any serious hearing.
EN3099 : ردیف از کل
چنین گفت کاین خام پیکارتان
شنیدن نیرزید گفتارتان
چنین گفت که خامست پیکارتان
شنیدن نیرزید گفتارتان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلی که شیفته و دلباخته شده، دیگر به هیچ جلوه و کلام دیگری آرام نمیگیرد.
FAShe said that when a heart is hopelessly captivated, no other glory can bring it satisfaction.
EN3100 : ردیف از کل
دل من که شد در ستاره تباه
چگونه توان شاد بودن بماه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کسی که به خوردن خاک و گل خو کرده، به گل سرخ و خوشبو نگاهی نمیاندازد هرچند برتر باشد.
FAOne who hungers for clay has no eyes for blooming roses, no matter how lovely they are.
EN3101 : ردیف از کل
بگل ننگرد آن که او گل خورست
اگر چه گل از گل ستودهترست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کسی که بیماری دل و جگرش با سرکه درمان میشود، اگر عسل بخورد دردش بیشتر میگردد.
FAFor one whose cure lies in vinegar, sweet honey only worsens the pain.
EN3102 : ردیف از کل
کرا سرکه دارو بود در جگر
شود زانگبین درد او بیشتر
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
من نه خواهان قیصر روم هستم، نه پادشاه چین، و نه هیچیک از شاهان ایرانزمین.
FAI seek neither Caesar of Rome, nor Emperor of China, nor any crowned king of Iran.
EN3103 : ردیف از کل
نه قیصر بخواهم نه فغفور چین
نه از تاجداران ایران زمین
نه قیصر بخواهم نه فغفور چین
نه از تاجداران ایران زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
تنها همتای شایسته من زال، فرزند سام است که بازوانی نیرومند و اندامی پهلوانانه دارد.
FAOnly Zal, the valiant son of Sam, matches me with his lion-like strength and noble stature.
EN3104 : ردیف از کل
به بالای من پور سامست زال
ابا بازوی شیر و با برز و یال
ببالای من پور سامست زال
ابا بازوی شیر و با کتف و یال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر دیگران او را پیر بنامند یا جوان، برای من مایه آرامش دل و جان است.
FAWhether men call him old or young, he alone brings peace to my heart and soul.
EN3105 : ردیف از کل
گرش پیرخوانی همی گر جوان
مرا او بجای تنست و روان
گرش پیر خوانند با نوجوان
مرا هست آرام جان و روان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آرزو دارم هیچکس جز او به دلم راه نیابد و پیش من هرگز از دیگری نام نبرید.
FAMay none but he ever enter my heart, and let no other name be spoken before me.
EN3106 : ردیف از کل
جز او هر کس اندر دل من مباد
جز ازوی بر من میآرید یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دل من نادیده شیفته او شد و تنها با شنیدن نام و آوازهاش، مهربانش گردید.
FAMy heart fell in love with him unseen, drawn to him solely through the renown of his deeds.
EN3107 : ردیف از کل
مرا مهر او دل ندیده گزید
همان دوستی از شنیده گزید
مرا مهر او دل ندیده گزید
و این دوستی از شنیده گزید
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
دلبستگی من به او از روی زیبایی رخسار و گیسو نیست، بلکه شیفته هنر و دلاوریاش شدهام.
FAI love him not for his countenance or hair, but for his virtue, valor, and noble spirit.
EN3108 : ردیف از کل
برو مهربانم به بر روی و موی
به سوی هنر گشتمش مهرجوی
برو مهربانم نه از روی و موی
بسوی هنر گشتمش مهر جوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزکان چون سخنان اندوهبار و پر سوز رودابه را شنیدند، از راز دل او آگاه شدند.
FAHearing her sorrowful and passionate voice, the handmaidens uncovered the secret of her heart.
EN3109 : ردیف از کل
پرستنده آگه شد از راز او
چو بشنید دل خسته آواز او
پرستنده آگه شد از راز اوی
چو بشنید دل خسته آواز اوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همگی یکصدا گفتند ما بندگان فرمانبردار توییم و از جان و دل دوستت داریم.
FAThey responded with one voice that they were her faithful servants, devoted with heart and soul.
EN3110 : ردیف از کل
به آواز گفتند ما بنده ایم
به دل مهربان و پرستنده ایم
به آواز گفتند که ما بنده ایم
بدل مهربان و پرستنده ام
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بگو چه فرمانی داری تا بیدرنگ به کار بندیم، چرا که از دستور تو جز نیکی پدید نمیآید.
FACommand us as you will, for nothing but good can ever arise from your bidding.
EN3111 : ردیف از کل
نگه کن کنون تا چه فرمان دهی
نیاید ز فرمان تو جز بهی
نگه کن کنون تا چه فرمان دهی
نیآید ز فرمان تو جز بهی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
یکی از آنان گفت ای زیباروی بلندبالا، زنهار که نباید این راز پیش کسی آشکار گردد.
FAOne of them said, noble cypress-like lady, beware that no stranger learns of this secret.
EN3112 : ردیف از کل
یکی گفت زیشان که ای سر و بن
نگر تا نداند کسی این سخن
یکی گفت ازیشان که ای سرو بن
نگر تا نداند کسی این سخن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
صد هزار تن چون ما فدای جان تو باد و خرد و هوش همواره همراه آفرینش تو باد.
FAMay a hundred thousand like us be sacrificed for you, and may divine wisdom forever guide your path.
EN3113 : ردیف از کل
چو ما صد هزاران فدائی تو باد
خرد ز آفرینش روائی تو باد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر نیاز باشد نیرنگ و چارهگری بیاموزیم، چشم دیگران را با ترفند خواهیم بست.
FAIf cunning craft is needed, we shall weave charms to blind all watching eyes.
EN3114 : ردیف از کل
اگر جادویی باید آموختن
به بند و فسون چشمها دوختن
اگر جادوئی باید آموختن
ببند و فسون چشمها دوختن
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
همچون مرغان پرواز میکنیم و چون آهوان میپوییم تا چارهای سازگار برایت بیابیم.
FAWe will take flight like birds and speed like gazelles to find a cunning way forward.
EN3115 : ردیف از کل
بپریم با مرغ و جادو شویم
بپوییم و در چاره آهو شویم
ببریم با مرغ جادو شویم
بپوئیم و در چاره آهو شویم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاید بتوانیم آن پهلوان نامدار را پیش این ماه زیباروی و به بارگاهت بیاوریم.
FASo that we may bring the legendary warrior to your presence, placing him before your radiant beauty.
EN3116 : ردیف از کل
مگر شاه را نزد ماه آوریم
به نزدیک او پایگاه آوریم
مگر شاه را نزد ماه آوریم
بنزدیک تو پایگاه آوریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
لبان سرخ رودابه به خنده باز شد و چهره گلگونش را به سوی کنیزکان گرداند.
FARoodabeh's ruby lips curled into a smile, and she turned her radiant face toward her maidens.
EN3117 : ردیف از کل
لب سرخ رودابه پرخنده کرد
رخان معصفر سوی بنده کرد
لب لعل رودابه پر خنده کرد
رخان معصفر سوی بنده کرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گفت اگر این تدبیر را به کار بندید، درختی بارور و بلند کاشتهاید.
FAShe told them that if they achieved this deed, they would plant a noble and fruitful tree,
EN3118 : ردیف از کل
که این گفته را گر شوی کاربند
درختی برومند کاری بلند
که این بند را گر بوی کاربند
درختی برومند کاری بلند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
که هر روز یاقوت و گوهر به بار میآورد و میوه خرد و دانایی در دامانتان مینهد.
FAYielding rubies every single day and bestowing wisdom upon all in return.
EN3119 : ردیف از کل
که هر روز یاقوت بار آورد
برش تازیان بر کنار آورد
که هر روز یاقوت بار آورد
خرد بار آن در کنار آورد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کنیزان از پیش او برخاستند و برای چارهجویی راهی دشت و هامون شدند.
FAThe handmaidens rose before her and set out with resolve to put their plan into motion.
EN3120 : ردیف از کل
پرستنده برخاست از پیش اوی
بدان چاره بی چاره بنهاد روی
پرستنده برخاست از پیش اوی
بر آن چاره بیچاره بنهاد روی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
