***
رستم به کاخ زال نرفت بلکه همراه گیو به سرای خود درآمدند.
FARostam did not proceed directly to Zal's palace, but entered his own cheerful abode with Giv.
EN8120 : ردیف از کل
سخن هرچه پرسم همه راست گوی
متاب از ره راستی هیچ روی
نیآمد سوی کاخ دستان فراز
یل پهلوان رستم سرفراز
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم و گیو در کاخ خرم نشستند و لختی غم روزگار را فراموش کردند.
FAHe and Giv relaxed in the palace, putting aside all cares for a time.
EN8121 : ردیف از کل
چو خواهی که یابی رهایی ز من
سرافراز باشی به هر انجمن
خود وگیو در کاخ خرّم شدند
زمانی نشستند وبی غم شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
گیو بار دیگر رستم را ستود و او را پهلوان بیهمتای جهان خواند.
FAGiv once more offered praise to Rostam, calling him the incomparable world-hero.
EN8122 : ردیف از کل
از ایران هر آنچت بپرسم بگوی
متاب از ره راستی هیچ روی
دوم باره اش آفرین کرد گیو
که ای پهلوان جهان گرد نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به او گفت تاج و تخت به وجود تو روشن باد، چرا که تو شایسته هر بزرگی هستی.
FASaying that the throne shines because of you, for you are truly worthy of all royal honor.
EN8123 : ردیف از کل
سپارم به تو گنج آراسته
بیابی بسی خلعت و خواسته
بتو باد افروخته تاج وتخت
که زیبندۀ تاجی تو ای نیکبخت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس شاه به من دستور داده است که نباید در زابلستان درنگ کنی و بخوابی.
FAKing Kavus commanded me not to sleep or linger in Zabulistan.
EN8124 : ردیف از کل
ور ایدون که کژی بود رای تو
همان بند و زندان بود جای تو
مرا شاه کاؤس فرمود وگفت
که در زابلستان مبایدت خفت
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر شب رسیدی بامداد بازگرد، تا مبادا نبرد نزدیک و غافلگیرکننده شود.
FAIf you arrive at night, return by dawn, lest the battle press too closely upon us.
EN8125 : ردیف از کل
هجیرش چنین داد پاسخ که شاه
سخن هرچه پرسد ز ایران سپاه
اگر شب رسی روزرا بازگرد
مبادا که تنگ اندر آید نبرد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اکنون ای پهلوان سرافراز، شایسته است با شتاب به سوی ایران بشتابیم.
FANow, noble champion, it is imperative that we hasten toward Iran without delay.
EN8126 : ردیف از کل
بگویم همه آنچ دانم بدوی
به کژی چرا بایدم گفت وگوی
کنون ای سرافراز با آبروی
به ایران بباید شدند پوی پوی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم گفت از این کار ترسی نیست، چرا که سرانجام همه ما خاک است.
FARostam said there was no need to fear, for in the end everyone returns to dust.
EN8127 : ردیف از کل
بدو گفت کز تو بپرسم همه
ز گردنکشان و ز شاه و رمه
چنین گفت رستم کزین باک نیست
که آخر سرانجام جز خاک نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
امروز همینجا شاد مینشینیم و از کاووس و دلاوران سخنی به میان نمیآوریم.
FALet us sit here happily today and speak neither of the warriors nor of Kavus.
EN8128 : ردیف از کل
همه نامداران آن مرز را
چو طوس و چو کاووس و گودرز را
هم ایدر نشینیم امروز شاد
زگردان وکاؤس نگیریم یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
امروز درنگ میکنیم، باده مینوشیم و آسوده خاطر دم میزنیم.
FALet us pause today, relax our minds, and moisten our dry lips with wine.
EN8129 : ردیف از کل
ز بهرام و از رستم نامدار
ز هر کت بپرسم به من برشمار
بباشیم امروز ودم بر زنیم
یکی بر لب خشک نم بر زنیم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس از آن نزد کاووس میشتابیم و راه چاره را به دلاوران ایران نشان میدهیم.
FAAfterwards we shall ride to King Kavus and show the Iranian champions the way.
EN8130 : ردیف از کل
بگو کان سراپرده هفت رنگ
بدو اندرون خیمه های پلنگ
از آنپس بتازیم نزدیک کاؤس شاه
بگردان ایران نمائیم راه
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
مگر آنکه بخت ما خفته باشد، وگرنه رویارویی با این پهلوان دشوار نیست.
FAUnless the generous fortune of kings is asleep, this task is not insurmountable.
EN8131 : ردیف از کل
به پیش اندرون بسته صد ژنده پیل
یکی مهد پیروزه برسان نیل
مگر بخت بخشنده بیدار نیست
وگر نه چنین کار دشوار نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون دریای خروشان به موج آید، شعله آتش در برابرش تاب ایستادگی ندارد.
FAWhen the surging ocean rises in waves, fiery flames cannot hold their ground before it.
EN8132 : ردیف از کل
یکی برز خورشید پیکر درفش
سرش ماه زرین غلافش بنفش
چو دریا بموج اندر آید زجای
ندارد دم آتش تیز پای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
وقتی درفش مرا از دور ببیند، شادیاش به سوگواری بدل خواهد شد.
FAWhen he beholds my banner from afar, his joy will turn into mourning.
EN8133 : ردیف از کل
به قلب سپاه اندرون جای کیست
ز گردان ایران ورا نام چیست
درفش مرا چون بیند زدور
دلش ماتم آرد بهنگام سور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر هم مانند رستم زال شمشیرزن و گرزدار باشد،
FAEven if he resembles Rostam son of Zal, master of the sword and mace,
EN8134 : ردیف از کل
بدو گفت کان شاه ایران بود
بدرگاه او پیل و شیران بود
چو ماند همی رستم زالرا
خداوند شمشیر وگوپال
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
و مانند سام دلیر، خردمند و گرانسنگ باشد،
FAAnd even if he is like warlike Sam, valiant, wise, and steadfast,
EN8135 : ردیف از کل
وزان پس بدو گفت بر میمنه
سواران بسیار و پیل و بنه
همان نیز چون سام جنگی بود
دلیر وهشیوار وسنگی بود
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
به این زودی آهنگ نبرد نخواهد کرد و نباید کار را چنین سخت گرفت.
FAHe will not rush into battle so swiftly, so we should not fret so urgently.
EN8136 : ردیف از کل
سراپرده ای بر کشیده سیاه
زده گردش اندر ز هر سو سپاه
بئین زودی اندر نیآید بجنگ
نباید گرفتن چنین کار تنگ
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
پس به بادهنوشی پرداختند و با یاد بزرگان مستانه همنشین شدند.
FAThey reached for wine and grew merry, drinking deeply in honor of ancient heroes.
EN8137 : ردیف از کل
به گرد اندرش خیمه ز اندازه بیش
پس پشت پیلان و بالاش پیش
بمی دست بردند ومستان شدند
زیاد سپهبد بدستان شدند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
بامداد روز بعد رستم با خمار باده برپای خاست و بزم را از نو بیاراست.
FAAt dawn next day, still heavy with wine, Rostam arose and renewed the feast.
EN8138 : ردیف از کل
زده پیش او پیل پیکر درفش
به در بر سواران زرینه کفش
دگر روز شبگیر هم پر خمار
بیآمد تهمن بیآراست کار
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
آن روز را نیز به مستی گذراند و روز دوم نیز رفتن را به یاد نیاورد.
FAHe remained intoxicated that day as well, giving no thought to departure.
EN8139 : ردیف از کل
چنین گفت کان طوس نوذر بود
درفشش کجاپیل پیکر بود
زمستی همان روز باز ایستاد
دوم روز رفتن نیآمدش یاد
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم به آشپزان فرمان داد تا بیدرنگ سفره و خوان غذا بیاورند.
FARostam ordered the cooks to spread a lavish banquet without delay.
EN8140 : ردیف از کل
دگر گفت کان سرخ پرده سرای
سواران بسی گردش اندر به پای
بفرمود رستم بخوالیگران
که اندر زمان آوریدند خوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون غذا خوردند، بزم را آراستند و رامشگران و باده طلبیدند.
FAOnce the meal was finished, they adorned the hall and summoned musicians and wine.
EN8141 : ردیف از کل
یکی شیر پیکر درفشی به زر
درفشان یکی در میانش گهر
چو خان خورده شد مجلس آراستند
می ورود ورامشگران خواستند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون آن روز گذشت، روز دیگر مجلسی تابناک چون خورشید برپا ساختند.
FAWhen that day passed, the next day was adorned like the radiant face of the sun.
EN8142 : ردیف از کل
چنین گفت کان فر آزادگان
جهانگیر گودرز کشوادگان
چو آن روز بگذشت روز دگر
بیآراست مجلس چو رخسار خور
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز سوم سحرگاه باده آورد و باز هم یادی از کیکاووس نکرد.
FAAt dawn on the third day wine was brought again, and he gave no thought to Kai Kavus.
EN8143 : ردیف از کل
بپرسید کان سبز پرده سرای
یکی لشکری گشن پیشش به پای
سدیگر سحرگه بیآورد می
نیآمد ورا یاد کاؤس کی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
روز چهارم گیو نزد رستم آمد و به آن پهلوان دلاور گفت:
FAOn the fourth day Giv prepared himself and spoke urgently to the great leader:
EN8144 : ردیف از کل
یکی تخت پرمایه اندر میان
زده پیش او اختر کاویان
بروز چهارم برآراست گیو
چنین گفت با گرد سالار نیو
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
کاووس تندخو و کمحوصله است و این رخداد را کوچک نمیشمارد.
FAKavus is hot-tempered and rash, and this invasion weighs heavily on his mind.
EN8145 : ردیف از کل
برو بر نشسته یکی پهلوان
ابا فر و با سفت و یال گوان
که کاؤس تندست وهشیار نیست
همین داستان بر دلش خوار نیست
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
از این ماجرا نگران و شتابزده بود و خواب و خوراک از او سلب شده است.
FAHe was deeply anxious and hasty, having abandoned both rest and sleep.
EN8146 : ردیف از کل
ز هر کس که بر پای پیشش براست
نشسته به یک رش سرش برتر است
غمی بود ازین کار دل پر شتاب
شده دور از آرام واز خورد وخواب
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
اگر در زابلستان درنگ کنیم، عرصه را بر کاووس تنگ و تلخ خواهیم ساخت.
FAIf we tarry in Zabulistan, we will make life unbearable before Kavus.
EN8147 : ردیف از کل
یکی باره پیشش به بالای اوی
کمندی فرو هشته تا پای اوی
بزابلستان گر درنگ آوریم
زمین پیش کاؤس تنگ آوریم
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
شاه ایران بر ما خشم میگیرد و با تندخویی در پی کینهتوزی برمیآید.
FAThe King of Iran will rage against us, harboring reckless vengeance in his fury.
EN8148 : ردیف از کل
برو هر زمان برخروشد همی
تو گویی که در زین بجوشد همی
شود شاه ایران بما خشمگین
زناپاک رائی بیاید بکین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم به او گفت از این بابت نگران مباش، زیرا هیچکس در جهان یارای خشم بر ما ندارد.
FARostam told him not to worry, for no one on earth dares contend with us.
EN8149 : ردیف از کل
بسی پیل برگستوان دار پیش
همی جوشد آن مرد بر جای خویش
بدو گفت رستم که مندیش ازین
که با ما نشورد کس اندر زمین
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سپس فرمان داد رخش را زین کنند و در شیپورهای جنگی بدمند.
FAHe commanded that Rakhsh be saddled and the bronze clarions sounded.
EN8150 : ردیف از کل
نه مردست از ایران به بالای اوی
نه بینم همی اسپ همتای اوی
بفرمود تا رخش را زین کنند
دم اندر دم نای روئین کنند
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
سواران زابل چون بانگ نای را شنیدند با کلاهخود و جوشن آماده حرکت شدند.
FAHearing the trumpets, the horsemen of Zabul arose clad in helmets and mail.
EN8151 : ردیف از کل
درفشی بدید اژدها پیکرست
بران نیزه بر شیر زرین سرست
سواران زابل شنیدند نای
برفتند با ترگ وجوشن زجای
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
رستم سپاهی بزرگ آماده ساخت و زواره را به فرماندهی سپاه برگماشت.
FARostam arrayed a massive host and appointed Zavareh as supreme general.
EN8152 : ردیف از کل
چنین گفت کز چین یکی نامدار
بنوی بیامد بر شهریار
برآراست رستم سپاهی گران
زواره شدش بر سپه پهلوان
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
***
چون رستم به نزدیکی دربار شاه رسید، بزرگان به اندازه یک روز راه به پیشوازش آمدند.
FAAs Rostam drew near the royal court, the grandees rode out a full day's journey to welcome him.
EN8153 : ردیف از کل
بپرسید نامش ز فرخ هجیر
بدو گفت نامش ندارم بویر
چو رستم بیآمد بنزدیک شاه
پذیره شدندش یکی روزه را
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
در حال بروزرسانی
💬 دیدگاهها
در حال بررسی ورود...
در حال بارگذاری دیدگاهها...
